کنسرت راز دل(با خانم ناهید)
گاهی یک کنسرت، فقط یک اجرا نیست؛ روایتی است از یک رؤیا، یک ریسک بزرگ و ایمانی که به نتیجه رسید.
سال ۲۰۰۷، ایدهای در ذهنم شکل گرفت که در نگاه اول جسورانه و حتی غیرقابل پیشبینی به نظر میرسید. میخواستم هنرمندی را بار دیگر به صحنه بازگردانم که بیش از سی سال از آخرین حضورش روی صحنه میگذشت؛ زندهیاد ناهید داییجواد، خوانندهای که صدایش بخشی از خاطرات چند نسل از ایرانیان بود.
اما بازگشت یک هنرمند پس از سه دهه، تنها چالش این پروژه نبود.
در ذهن من، این کنسرت قرار نبود صرفاً بازخوانی گذشته باشد. میخواستم میان خاطره و نوآوری پلی ساخته شود؛ تلفیقی از آثار جدید، تنظیمهای تازه و حضور پررنگ سازهای کوبهای که بتوانند روحی متفاوت به موسیقی ببخشند. ایده همراه کردن صدای خاطرهانگیز خانم ناهید دایی جواد با گروهی از دفنوازان و نوازندگان سازهای کوبهای، در آن زمان تجربهای تازه و پرریسک محسوب میشد.
پرسشهای بسیاری وجود داشت؛آیا مخاطبان از این بازگشت استقبال خواهند کرد؟آیا تلفیق این دو جهان موسیقایی میتواند موفق باشد؟و آیا این پروژه توانایی حضور در صحنههای بینالمللی را خواهد داشت؟
پاسخ، فراتر از انتظار ما بود.
این کنسرت به یکی از خاطرهانگیزترین پروژههای هنری زندگی من تبدیل شد و تور اروپا و آمریکا با استقبال چشمگیر مخاطبان ایرانی و غیرایرانی همراه شد. در این پروژه افتخار داشتم بهعنوان ایدهپرداز و سرپرست گروه، در شکلگیری اثری سهیم باشم که گذشته و حال را در کنار یکدیگر قرار داد و نشان داد موسیقی، زبان مشترک نسلهاست.
همزمان، آلبوم صوتی این پروژه نیز ضبط و منتشر شد؛ اثری که امروز برای حفظ این خاطره ارزشمند، بهصورت رایگان در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
اکنون که سالها از آن روزها گذشته است، این اجرا برای من تنها یک کنسرت نیست؛ یادگاری است از شجاعت در آزمودن یک ایده، از قدرت موسیقی در پیوند دادن نسلها و از هنرمندی که صدایش همچنان در خاطرهها زنده است.
*شما را دعوت میکنم بخشی از این اجرای ماندگار را تماشا کنید؛ اجرایی که از یک ایده جسورانه آغاز شد و به فصلی فراموش نشدنی در مسیر هنری ما تبدیل شد.*
